مقايسه وضعيت آموزش در كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه
مقدمه:
ازديرباز تاكنون توسعه يافتن مسئله اصلي كشورهاي در حال توسعه بوده است. دو منبع طبيعي و انساني عناصر اصلي توسعه اقتصادي واجتماعي هستند و تركيب وتناسب مطلوب آنها توسعه به بار مي آورد. ليكن هدايت منابع طبيعي بوسيله منابع انساني ميسر است لذا ارتقاي كمي وكيفي منابع انساني بر منابع طبيعي وسرمايه دريك دوره زماني تاثيرمي گذارد.
آموزش و پرورش يكي از زيرساختهاي اصلي هر جامعهاي جهت رشد، توسعه و پيشرفت شهروندان محسوب ميشود. اگر بپذيريم كه علوم در تعيين جايگاه فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي يك جامعه نقش مؤثري دارد، آنگاه به اهميت آموزش علوم و نيز لزوم همگاني كردن آن بيشتر پي مي بريم.
آموزش علوم و فناوري يكي از پايههاي اساسي آموزش و پرورش است كه تاثير مستقيم آن در توسعه فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و افزايش سرمايه هاي مادي و معنوي يك جامعه به خوبي مشخص شده است.
بنابراين آموزش ابزاري است كه منابع انساني را بطوركيفي ارتقا ء مي دهد ويك سرمايه گذاري خوب محسوب ميشود .
چكيده:
پژوهش حاضر به بررسي تطبيقي استانداردها و چارچوبهاي برنامه درسي آموزش علوم دوره آموزش عمومي در ايران و چند كشور موفق پرداخته است. که داراي ميانگين امتيازهاي بهتري بودند، پنج کشور سنگاپور، ژاپن، انگلستان، استراليا و ايالات متحده آمريکا جهت مطالعه انتخاب شده اند. کشورهاي مورد مطالعه داراي نظامهاي آموزشي متنوعي بوده و در زمينه تدوين استانداردهاي آموزشي و يا چارچوبهاي برنامه درسي ملي پيشگام بوده و برنامههاي آموزشي مدوني براي سالهاي آتي طراحي نمودهاند.
در بين کشورهاي مورد مطالعه، فقط ايالات متحده داراي استانداردهاي ملي آموزش علوم است و ساير كشورها داراي برنامه درسي ملي (ژاپن، انگلستان، سنگاپور) يا ايالتي (استراليا) بوده و يا در حال تدوين آن هستند(ايران).
در اين پژوهش، اوضاع جغرافيايي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي، ساختار و اهداف نظامهاي آموزشي، چارچوب برنامه درسي علوم تجربي، ارزشيابي، تربيت معلم و روشهاي ارتقاي رشد تحصيلي دانشآموزان اين کشورها در مقطع آموزش عمومي مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است.
· سئوالات تحقيق
1-آيا سياستهاي آموزشي در ايران با كشورهاي توسعه يافته تفاوت دارد ؟
2-آيا اهداف و برنامه درسي آموزش در ايران رعايت مي شود ؟
3-آيا شيوه ارزشيابي در ايران وجود دارد ؟
4-آيا شيوه هاي تدريس علوم در ايران با كشورهاي ديگر شبيه يكديگر است ؟
5-ايا مولفه هاي انتخاب وتربيت معلم در ايران با كشورهاي يكسان است؟
· تشريح مسئله
1- سياستهاي آموزشي يک کشور بيانگر نوع نگرش مسئولان، سياستگذاران و برنامهريزان آموزشي بوده و ميزان اهميت علوم، توجه به اصطلاحات آموزشي و استفاده از رويکردهاي نوين در آموزش علوم را در آن کشور نشان ميدهد.
2- سيال بودن برنامه درسي، يعني در نظر گرفتن تواناييهاي يادگيري متفاوت دانشآموزان در برنامه درسي وبرنامه آموزش به گونه اي طراحي ميشود تا فراگيران رادر مسير توليد دانش وپرورش قدرت تفكر منطقي ياري نمايد .
3- در بين كشورهاي ارزشيابي آموزشي به صورت مستمر برنامهها و يافتههاي آموزش علوم را در پايههاي مختلف مورد ارزشيابي قرار ميدهند. در اين كشورها از انواع ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به ويژه تكويني و هماهنگ به طور واقعي و
در راستاي اهداف تعريف شده استفاده به عمل ميآيد
4- در كشورهاي مورد مطالعه، هزينه زيادي صرف تجهيز آزمايشگاهها و انجام فعاليتهاي عملي و آزمايشگاه مي شود .
5- معلم يكي از عوامل مهم و تعيين كننده در فرآيند ياددهي ـ يادگيري و تحقق هدفهاي آموزشي است. مسئوليتهايي مانند سازماندهي و هدايت دانشآموزان هنگام تدريس، دادن نقش فعال به دانشآموزان در جريان آموزش، تلاش
در جهت دروني ساختن آموختهها و قادر ساختن دانشآموزان به بكارگيري آموختههاي خويش و...بخشي از وظايف كليدي واثر گذار معلم قلمداد مي شود .
· ادبيات تحقيق
ü تاريخچه و پيشينه
در چند دهه اخير، نگرش جهانيان در مورد فرايندهاي ياددهي- يادگيري به طور كامل تغيير كرده است. در سالهاي
نه چندان دور، بسياري اعتقاد داشتند كه ذهن دانشآموزان همانند ظرفهاي خالي است كه در انتظار پر شدن با دانش و معلومات است. اما پديدههاي بزرگي همچون انفجار اطلاعات و گسترش روزافزون فناوري و نفوذ آن در تمامي ابعاد زندگي انساني، پيشرفتهاي اخير صورت گرفته در علوم تربيتي و روشهاي ترويج و آموزش علوم، نشان دادهاست كه
با توجه به ضرورت زمان، بايد تمامي دانشآموزان براي زندگي در يك جامعه پيچيده و پيشرفته امروزي كه ارتباط تنگاتنگي با مسائل علمي و فناوري دارد، آماده شوند.
ü تئوري مربوطه در اين زمينه
يافتههاي سومين مطالعه بينالمللي رياضيات و علوم در سال 2003 که در ايران و تعداد زيادي از كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه انجام گرفت، نتايج بسيار ضعيف دانشآموزان ايران را در تمام آزمونهاي علوم دورههاي ابتدايي و راهنمايي نشان داد. اين مطالعه ميرساند كه كيفيت آموزش علوم در کشور ما پايينتر از استانداردهاي جهاني است دانشآموزان متناسب با برنامههاي رسمي كشورمان، از نظر به خاطر سپردن و فهميدن، در سطح نسبتاً بالايي قرار دارند، اما در مهارتهايي چون ساختن نظريهها، تجزيه و تحليل دادهها، حل مسئله و بكارگيري ابزار و روشهاي علمي و يا تحقيق درباره طبيعت و محيط زيست، در سطح بسيار پاييني قرار دارند . بررسي نظامهاي آموزشي علوم در كشورهاي مؤفق نشان ميدهد كه بيشتر كشورهاي موفق داراي برنامه درسي ملي بوده و بر پايه آن سعي ميكنند تا آموزش علوم را به بهترين نحو ممکن انجام دهند و بررسي آماري نشان ميدهد كه دانشآموزان اين كشورها از رشد تحصيلي بسيار بالايي برخوردار هستند. تهيه استانداردهاي برنامه درسي بويژه در کشورهايي که داراي سند ملي برنامه درسي هستند، بيشتر به چشم ميخورد.
ü تحقيقات در جاهاي مختلف
کشورهايي مثل ايالات متحده آمريکا، کانادا، آلمان، انگلستان، نيوزيلند و ... از جمله کشورهايي هستند که داراي برنامه درسي ملي بوده و به سمت استاندارد كردن مؤلفههاي نظام آموزشي خود حركت ميكنند. در بعضي از اين کشورها
به جاي کلمه استاندارد از عبارت « نتايج يادگيري» استفاده ميشود. کشورهايي مثل انگلستان و استراليا در برنامههاي درسي خود، بيشتر به تعريف محتوا، تعيين روشهاي تدريس، روشهاي ارزشيابي و نتايج يادگيري (استانداردها) پرداخته اند.
كشور سنگاپور، تاكيد زيادي به كاربرد IT در آموزش علوم داشته و در بين كشورهاي مختلف، مقام اول را در آموزش فناوري اطلاعات و نيز كاربرد آن در امر آموزش دارد .در ايالات متحده، عليرغم وجود استانداردهاي آموزش علوم در هر ايالت، يك استاندارد ملي نيز تدوين گرديده است تا به آموزش هر چه بهتر علوم همت گمارند. در ايالات متحده و انگلستان به فعاليتهاي عملي و برنامه درسي آزمايشگاه محور توجه ويژه اي مي شود .در كشورهاي آسيائي ژاپن وسنگاپور استفاده از وسائل كمك آموزشي چند رسانه اي ونيز استفاده از شبيه سازي رايانه اي ومدل هاي آموزشي جايگاه ويژه اي در آموزش علوم دارد.
· ضرورت واهميت تحقيق
مهمترين ضرورت و اهميت آموزش علوم در مدارس، افزايش سواد علمي، روحيه علمي و کاوشگري، آفرينندگي و خلاقيت در دانشآموزان است. يكي از روشهايي که ميتواند نقش کمک كنندهاي در پيدايش و گسترش متوازن اهداف فوق داشته باشد، استفاده از روشهاي استاندارد آموزش علوم است كه سبب كاهش تفاوتهاي موجود در امر آموزش با كشورهاي پيشرفته خواهد شد. مهمترين گام براي رسيدن به يك سطح سواد علمي مناسب در هر كشوري، تدوين استانداردهايي براي آموزش علوم است تا با اجراي اين استانداردها، نوعي همسانسازي در مدارس مختلف و نيز ارتقاي سطح علمي افراد جامعه صورت گيرد. نظام آموزش و پرورش وظيفه دارد برنامههاي آموزشي و درسي علوم را
به نحوي ساماندهي کند كه همة تواناييهاي شناختي و شخصيتي دانشآموزان رشد کرده و با بهره گيري از مزاياي علوم و فناوري، توانمنديهاي لازم را براي رويارويي با تحولات جديد کسب . اما شواهد موجود نشان ميدهد که اغلب دانشآموزان فاقد اين ويژگي هستند و به عبارت ديگر برنامههاي آموزشي علوم نتوانسته است روحيه علمي و کاوشگري، آفرينندگي و خلاقيت را در دانشآموزان پرورش دهد .
· اهداف تحقيق
امروزه دستيابي به يك نظام آموزشي برتر، كارآمد و پيشرفته، يكي از مهمترين هدفهاي عمومي دنبال شده در جهان است و هر كشوري با توجه به ميزان اهميت آموزش و پرورش در سطح جامعه و در نزد مسئولان و سياستگذاران،
جهت تحقق اين امر برنامهريزي و سرمايه گذاري ميكند.
نتايج به دست آمده بيانگر اين است كه اولاً محتواي درسي علوم در ايران، هماهنگ با توسعه علوم و فناوري متحول نشده است. روشهاي سنجش و ارزشيابي علوم نيز بطور کامل متحول نشده است و سنجشهاي كيفي و تکويني در آموزش علوم کشورمان به خوبي اجرا نميشود. از آنجايي كه برنامهريزي آموزشي و درسي در كشور ما براساس نياز و شناخت وضع موجود انجام نميشود، در نتيجه خروجيهاي نظام آموزشي با نياز جامعه همخواني ندارد. همچنين در مدارس ايران به علت عدم پرداختن به فعاليتهاي عملي، آزمايش و نيز آموزش بر پايه رويکردهاي فرايندي، دانشآموزان در بخش اهداف مهارتي و نگرشي داراي ضعف ميباشند.
بنابراين مي بايست محتواي درسي علوم در ايران هماهنگ با توسعه علوم وفناوري متحول شده وروشهاي سنجش و ارزشيابي علوم نيز بطور كامل متحول شود و سنجش كيفي وتكويني در آموزش علوم كشورمان به خوبي اجرا شود.
ضمناً به برنامه ريزان ومولفان كتاب درسي كمك مي نمايد تا با ديد وسيع تر نسبت به تغييربرنامه درسي ورويكردهاي آموزشي اقدام نمايند بنحوي كه تواناييهاي شناختي وشخصيتي دانش آموزان رشد كرده وبا بهره گيري از مزاياي علوم وفناوري توانمنديهاي لازم را براي رويارويي با تحولات جديد كسب نمايد.
· چارچوب نظري (متغيرهاي تحقيق )
- سياستهاي آموزش علوم
- استانداردهاي آموزشي علوم
- برنامه درسي آموزش علوم واهداف آن
- شيوه ارزشيابي /تدريس
- مولفه هاي انتخاب وتربيت معلم
· فرضيه هاي تحقيق
1- سياستهاي آموزشي علوم در ايران وكشورهاي مورد مطالعه رعايت مي شود .
2- اهداف و برنامه د رسي در ايران وكشورهاي مورد مطالعه وجود دارد.
3- شيوه ارزشيابي در ايران وجود دارد .
4- شيوه تدريس علوم در ايران وكشورهاي مورد مطالعه ماننديكديگراست .
5- مولفه هاي انتخاب وتربيت معلم در ايران همانن كشورهاي مورد مطالعه است .
· روش تحقيق
• قياسي
• بنيادي
• دور ودر سطح كلان
· جامعه آماري
مكاني: كشوردر حال توسعه ايران وكشورهاي توسعه يافته سنگاپور،ژاپن،انگلستان ،استراليا،آمريكا
زماني : پائيز 1389
· قلمرو موضوعي
بررسي نظام آموزشي كشوردر حال توسعه ( ايران ) وكشورهاي توسعه يافته (سنگاپور،ژاپن،انگلستان استراليا،آمريكا)
· ابزار اندازه گيري
مطالعات كتابخانه اي
· تجزيه وتحليل فرضيه ها
1- سياستهاي آموزشي علوم در ايران وكشورهاي مورد مطالعه رعايت مي شود.
ü سياستهاي آموزشي سنگاپور، متمركز بر رشد منابع انساني است و سعي ميشود تا دانشآموزان را با نيازهاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي كشور آشنا ساخته و با آموزش مهارتهاي ويژه، نيروهاي كاري لازم جهت رفع اين نيازها را تعليم دهند. سنگاپور جزو معدود كشورهايي است كه موفق شده است تا در زمينه تلفيق فناوري اطلاعات و ارتباطات با رويكردهاي تربيت معلم و آموزش دانشآموزان قدمهاي اساسي بردارد .
ü در سياستهاي آموزشي ژاپن، به اجراي اصلاحات آموزشي نظير بازسازي برنامه درسي به طوري كه درآن سختگيري كمتر باشد و در عوض به تفكر مستقل بيشتر تأكيد شود، پرداخته شده است. اين كشور با برخورداري از نظام آموزشي اصلاحگرا و متمركز كه آموزش و پرورش موفق را لازمه موفقيت ژاپنيها ميداند، داراي يك برنامه درسي پويا و اصلاح گرا است .
ü در سياستهاي آموزشي انگلستان، طي دهه گذشته تا حد زيادي سياستهاي تمركززدا و تا حدودي تمركزگرا به اجرا درآمده است. بنا بر قوانين اصلاحات آموزشي مصوب 1998 تمركز عمدهاي بر مدارس محلي و نظام آموزشي محلي معطوف گرديده است. انگلستان داراي سند ملي برنامه درسي بوده و فراهم نمودن فرصتهاي مناسب آموزشي براي كليه شهروندان انگليسي به منظور بهرهمندي از زندگي پربار و مشاركت در جامعه رقابتي قرن بيست و يكم از جمله مهمترين سياستهاي آموزشي اين کشور است .
ü در نظام آموزشي غير متمرکز استراليا، حفظ مطالب درسي اهميتي ندارد، بلكه عمده تأكيد بر خودآموزي، يادگيري از طريق كاوشگري، پرسشگري و تشويق جوانان به سوادآموزي فردي است. پرورش نيروي كار براي جامعه مبتني بر علوم و فناوري؛ پاسخگو بودن آموزش و پرورش به نيازهاي در حال تغيير بازار كار؛ برقراري ارتباط بين آموزش و پرورش و كارآموزي؛ تداوم بخشيدن به آموزش حرفهاي و حرفه آموزي به صورت آموزش در طول زندگي؛ اتخاذ رويكرد شايسته محوري در حرفه آموزي از سياستهاي آموزشي اين کشور محسوب ميشود .
ü در نظام آموزشي ايالات متحده آمريکا تلاش ميشود تا همه ايالتها در راستاي آموزش مادام العمر، علوم براي همه آمريکاييها و کسب سواد علمي حركت نمايند. بکارگيري هوش و ذکاوت و نيز زندگي کردن در دنياي ماشيني که زاييده علوم و فناوري است، ايجاب ميکند تا همه افراد بتوانند براي بهرهمندي بهتر از روابط اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي، داراي سواد علمي- فناورانه باشند. بايد افراد بتوانند از طريق آموزش و يادگيري، تفکر خلاق و نيز انتقادي، استدلال و جستجوي منطقي علتها و معلولها، نيز حل مسئله و نيز درک علوم و فرايندهاي علمي موجود در فعاليتهاي روزمره به استقبال زندگي ماشيني بروند .
ü در نظام آموزشي ايران، تدوين سند ملي و فلسفه آموزش و پرورش و نيز برنامه درسي ملي در دستور كار وزارت مطبوع قرار دارد و به اهميت آموزش علوم و استفاده از روشها، الگوها و رويکردهاي نوين توجه خاصي شده است. بايد منتظر بود تا در آيندهاي نزديك، با عملياتي شدن برنامههاي ذكر شده، گامهاي اثربخشي در اصلاح و يا تدوين برنامههاي آموزش علوم در كشورمان برداشته شود. از سال 1999 سياست مدرسه سالاري در جهت بهبود كيفيت آموزش و سياست تمركز زدايي آموزشي در سازمانهاي آموزش و پرورش به مورد اجرا گذارده شده است. وجود برنامههايي چون جنبش نرم افزاري، چشم انداز بيست ساله (ايران 1404) و برنامههاي توسعه پنج ساله، به نوعي نشان دهنده اهميت علوم و آموزش آن در سطح جامعه بالاخص مدارس بوده و پرداختن به اين امر را در سنين پايينتر به ويژه در دوره آموزش عمومي اجتناب ناپذير ميکند.
2- اهداف و برنامه درسي در ايران وكشورهاي مورد مطالعه وجود دارد.
ü هر کدام از کشورها در آموزش علوم، اهداف آموزشي مشخصي را به دنبال دارند. در همه آنها سه هدف دانشي، مهارتي و نگرشي ديده ميشود؛ ليکن نوع پرداختن به اين هدفها متفاوت است. از لحاظ اهداف دانشي، فرق زيادي بين ايران و کشورهاي مورد مطالعه وجود ندارد؛ اما از لحاظ تحقق اهداف مهارتي و نگرشي، تفاوت معني داري بين وضعيت ايران و کشورهاي مورد مطالعه ديده ميشود و کسب امتياز ضعيف در آزمونهاي بينالمللي ، گواهي بر اين امر است. در مدارس ايران به علت عدم پرداختن به فعاليتهاي عملي، آزمايش و نيز آموزش رويکردهاي فرايندي، دانشآموزان در بخش اهداف مهارتي و نگرشي داراي ضعف ميباشند .
ü از مهمترين اهداف آموزشي علوم در سنگاپور، تربيت افرادي است كه به علوم و فناوري آشنا گردند. در رويكردهاي آموزش علوم، افزايش دانش علمي و درك پديدههاي مرتبط با علوم در اولويت قرار دارد. دانشآموزان با نيازهاي جامعه آشنا شده و علاوه بر کسب فعاليتهاي دستورزي مرتبط با علوم، به گونهاي آموزش ميبينند كه بتوانند در آينده، در رفع مشكلات جامعه خود سهيم باشند .
ü از مهمترين اهداف آموزشي علوم در ژاپن، ميتوان به آموزش علوم و فناوري، توانايي فكر كردن، تصميمگيري و شناخت طبيعت و قوانين حاكم بر آن اشاره کرد. اهداف مورد نظر در آموزش علوم دوره آموزش عمومي اين کشور عبارتند از: رشد توانايي حل مسئله، علاقه به طبيعت و انس گرفتن با آن و درك پديدهها واشياء طبيعي. معلمان علوم بيش از يك سوم از وقت كلاس را در آزمايشگاه سپري کرده و فعاليتهاي عملي مناسبي نيز در محيط و طبيعت پيرامون مدرسه انجام ميدهند
ü در نظام آموزشي انگلستان بالاخص در آموزش علوم، آماده كردن كودكان براي رشد معنوي، ذهني و فرهنگي از طريق علم، يادگيري مهارتهاي كليدي مثل ارتباطات، کاربرد اعداد، فناوري اطلاعات در علم و همياري و همکاري با ديگران، و نيز کسب مهارتهاي ضروري مثل؛ مهارت حل مسئله، مهارت فکر کردن، مهارت فعاليتهاي يدي از اهميت به سزايي برخوردار است .
ü در نظام آموزشي استراليا، که فرايند محور است، هدف اصلي اين است که محتوا در قالب روشهاي يادگيري علوم يعني روش پژوهش يا حل مسئله ارائه شود. تأكيد بر يادگيري مشاركتي، روشهاي فعال يادگيري، يادگيرنده محور بودن و فرايند محور بودن از اهداف ديگر آموزش علوم تجربي در آن کشور است .
ü کسب سواد علمي، دانش، آگاهي و درک مفاهيم علمي، کاوشگري، درک رابطه بين علوم و فناوري از جمله مهمترين اهداف آموزش علوم در آمريکا محسوب ميشوند.
ü در دوره آموزش عمومي ايران، سه حيطه مجزا يعني حيطه اهداف دانشي، اهداف مهارتي و اهداف نگرشي در نظر گرفته شده است. كسب دانستنيهاي ضروري در زمينههاي چهارگانه علوم تجربي، كسب مهارتهاي ضروري مثل روش يادگيري و كسب نگرشهاي ضروري جهت تبديل شدن به يك شهروند مطلوب از جمله اهداف كلي آموزش علوم در ايران محسوب ميشوند .
ü در بين كشورهاي مورد مطالعه، سنگاپور، انگلستان و ژاپن داراي برنامه درسي ملي ميباشند. ايران و استراليا فاقد برنامه درسي ملي بوده و هر دو كشور در تلاش هستند تا برنامه درسي ملي تدوين نمايند. البته استراليا داراي برنامه درسي ايالتي و ايران داراي راهنماي برنامه درسي است كه در اجراي برنامه درسي از آنها استفاده مينمايند.
ü ايالات متحده آمريكا نيز فاقد برنامه درسي ملي است، اما به جاي آن از استانداردهاي ملي آموزش علوم استفاده مينمايد. علاوه بر استانداردهاي ملي، استانداردهاي ايالتي نيز با توجه به ويژگيهاي هر ايالت تدوين شده و مورد استفاده قرار ميگيرند. مقايسه برنامه درسي آموزش علوم در كشورهاي مورد مطالعه نشان داده است كه همه اين كشورها در دوره آموزش عمومي، علوم تجربي را به صورت در هم تنيده و تلفيقي آموزش ميدهند. تصميمگيري در مورد برنامه درسي در آمريكا و استراليا در سطح ايالت و منطقه انجام ميشود، در حالي كه در ساير كشورهاي مورد مطالعه، اين تصميمگيريها در سطح ملي صورت مي گيرد .«سيال بودن برنامه درسي»، يعني در نظر گرفتن تواناييهاي يادگيري متفاوت دانشآموزان در برنامه درسي، مؤلفه ديگري است كه در بعضي از كشورهاي مورد مطالعه به آن توجه شده است. كشورهاي ايران و ژاپن فقط داراي يك برنامهدرسي قصد شده هستند كه براي كليه دانشآموزان طراحي شده است. كشورهاي استراليا، انگلستان و ايالات متحده نيز داراي يك برنامه درسي قصد شده هستند، اما در اين برنامه به تفاوتها و تواناييهاي فردي افراد در يادگيري توجه شده است. سنگاپور تنها كشوري است كه به همراه هلند در كل جهان، داراي يك برنامه درسي سيال و پويا بوده و براي گروههاي دانشآموزي پايه هشتم و بالاتر با تواناييهاي يادگيري متفاوت، برنامه درسي متفاوتي طراحي نموده است .
ü سنگاپور داراي برنامه درسي ملي بوده و براي آموزش علوم سيلابسهايي تدوين شده است كه بر رشد مهارتهاي تفكر، مهارتهاي فرايندي، نگرش و نيز مهارتهاي تصميمگيري و حل مسئله تأكيد دارد. در اين سيلابسها، علوم و کاوشگري علمي در دستور کار قرار دارد. تمامي حيطههاي مورد آموزش بايد علاوه بر آموزش مفاهيم علمي، منجر به تقويت روحيه کاوشگري نيز شوند .
ü ژاپن داراي برنامه درسي ملي بوده و در آن بر رشد مهارتهاي فرايندي، تصميمگيري و حل مسئله و دستيابي به سطوح بالاتر شناختي تأكيد شده است. برنامه درسي علوم در ژاپن فعاليت محور بوده و تنوع کتابهاي درسي با نظارت سيستم مرکزي ديده ميشود. فرايند ياددهي- يادگيري علوم در ژاپن طبيعت- محور بودن و با بهرهگيري از مشاهده پديدههاي علمي در طبيعت، يادگيرنده نقش فعالي در يادگيري و ساخت دانش و كسب تجربه و مهارتهاي لازم داشته و معلم بيشتر به عنوان راهنما، مشاور و ناظر ايفاي نقش ميکند .
ü انگلستان داراي سند ملي برنامه درسي بوده و بر پايه آن اهداف، رويکردها و سيلابسهاي برنامه درسي تدوين شده است. در اين برنامه درسي ملي، علاوه بر کاوشگري علمي، بر رويکردهاي حل مسئله و کاربرد موثرتر فناوري در آموزش و نيز فعاليتهاي عملي مناسب جهت دستيابي به مهارتهاي دستورزي، سطوح بالاتر تفکر و رشد شناختي، فعاليتهاي گروهي و مشارکتي، و کسب سطح دانش و سواد علمي- فناورانه بالا تاکيد ميشود. در برنامه درسي انگلستان، توجه ويژهاي به انجام آزمايش و استفاده از رويكرد فرايندي شده است .
ü استراليا فاقد برنامه درسي ملي بوده و در برنامه درسي علوم آن، يك چهارچوب درهم تنيده يادگيري براي همه دانشآموزان ارائه ميشود كه بر توسعه مهارتها و نگرشهاي علمي، تشخيص ماهيت علوم و ارتباط آن با فناوري و نيز افزايش سواد علمي- فناورانه تاكيد ميشود. اجراي سياستهاي غير متمركز در نظام آموزشي استراليا ايجاب ميكند تا هر ايالت با توجه به نيازها و ويژگي هاي خود برنامه درسي ايالتي تدوين نمايد .
ü استانداردهاي آموزش علوم در آمريكا، مدارس ابتدايي و راهنمايي را با طرح يک برنامه درسي متوازن و مرحلهاي علوم براي کليه دانشآموزان آماده مينمايد. اين برنامه دانشآموزان را جهت تقويت مهارتهاي فکري و درک مفاهيم علمي ترغيب و مساعدت مينمايد. استانداردهاي ملي علوم كه از پروژه 2061 منتج شده است و پيوسته مورد ارزشيابي، بازنگري و يا اصلاح قرار ميگيرد، كاملاً پويا بوده و اجراي آن سبب شده است تا وضعيت آموزش علوم در آمريكا در سالهاي اخير در مقايسه با سالهاي گذشته بهبود يابد. يک شکل کردن محتوا و فرايندهاي آموخته شده در علوم، ترويج ديد کاوشگري در فرايندها و پديدههاي علمي، آموزش علوم فيزيکي (شامل فيزيک و شيمي)، علوم زيستي، زمين شناسي و علم فضا، آموزش علوم و فناوري، تعيين جايگاه علم در روابط شخصي و اجتماعي و آشنايي با تاريخ و طبيعت علم از ويژگيهاي استانداردهاي ملي آموزش علوم در ايالات متحده است .
ü برنامه آموزش علوم تجربي در ايران به گونهاي طراحي شده است تا فراگيران را در مسير توليد دانش و پرورش قدرت تفكر منطقي ياري نمايد. در چنين برنامهاي، فراگيران دانشهاي لازم را در جريان شكوفايي استعدادهاي دروني خود و از طريق كسب دانستنيهاي لازم، آموختن راه يادگيري، كسب مهارتهاي ضروري براي يادگيري مادامالعمر و تقويت نگرش مثبت نسبت به علم و فناوري به دست ميآورند. اهداف آموزشي و کتابهاي درسي بر پايه رويکرد فعال و ساخت و سازگرايي تهيه شده و تلاش ميشود تا مدارس هماهنگ با اين رويکرد به امر آموزش پرداخته و از روشهاي سنتي آموزشي پرهيز شود. اما در عمل تفاوت زيادي بين برنامه درسي قصد شده و كسب شده وجود دارد .
3-شيوه ارزشيابي در ايران وجود دارد.
در بين كشورهاي مورد مطالعه، در استراليا، انگلستان، ژاپن، سنگاپور و ايالات متحده، مراكز ملي ارزشيابي آموزشي به صورت مستمر برنامهها و يافتههاي آموزش علوم را در پايههاي مختلف مورد ارزشيابي قرار ميدهند. در اين كشورها از انواع ارزشيابي پيشرفت تحصيلي به ويژه تكويني و هماهنگ به طور واقعي و در راستاي اهداف تعريف شده استفاده به عمل ميآيد . اما در كشور ما تنها از آزمونهاي معلم استفاده ميشود. بنابراين، بسياري از هدفهاي آموزشي به ويژه هدفهاي آموزشي شناختي(حيطه كاربرد به بالا) و غيرشناختيف مورد سنجش قرار نميگيرند و در نتيجه درطي دوره آموزش و حتي پايان آن، عناصر ذينفع نظام آموزشي و پرورشي كشور نميتوانند از ميزان و چگونگي رشد تحصيلي دانشآموزان به منظور تعيين ميزان آموختههاي آنان در حيطه شناختي آگاهي كسب كنند. بنابراين بسياري از هدفهاي آموزشي به ويژه هدفهاي آموزشي حيطه شناختي(كاربرد به بالا) و غيرشناختي مورد سنجش قرار نميگيرند. در نتيجه ضرورت دارد كه از شيوهها و نوآوريهاي كشورهايي كه داراي نظام برتر آموزشي هستند، در اين زمينه استفاده كرد. ارزشيابي كيفي يكي ديگر از شيوههاي ارزشيابي مورد استفاده در دوره آموزش عمومي است كه در اين زمينه ژاپن، سنگاپور و انگلستان پيشرو بوده و توجه ويژهاي به ارزشيابي مستمر و كيفي صورت ميگيرد. در حال حاضر برنامه ارزشيابي كيفي در سطح آموزش ابتدايي به صورت آزمايشي در ايران اجرا ميشود كه در صورت موفقيتآميز بودن آن، در سطح كشور عملياتي خواهد شد.
4-شيوه تدريس علوم در ايران وكشورهاي مورد مطالعه ماننديكديگراست .
در بررسي روشهاي تدريس مورد استفاده توسط معلمان علوم در ايران، مشخص شده است كه روش پرسش و پاسخ و نيز سخنراني متداولترين روش تدريس بوده و گردش علمي، كاوشگري، حل مسئله و آموزش كارگاهي كمترين روشهاي مورد استفاده در آموزش علوم محسوب ميشوند. اين در حالي است كه در كشورهاي مورد مطالعه وضعيت كاملاً بر عكس بوده و از روشهاي اكتشافي و حل مسئله در قالب رويكرد ساختنگرايي به ميزان زيادي استفاده ميشود. استفاده از آزمايشگاه و انجام فعاليتهاي عملي توسط خود دانشآموز سبب درك عميقتر مفاهيم علمي و رشد مهارتها و نيز سهولت دستيابي به سطوح بالاتر شناختي ميگردد. در كشورهاي مورد مطالعه، هزينه زيادي صرف تجهيز آزمايشگاهها و انجام فعاليتهاي عملي و آزمايشگاه ميشود و اين در حالي است كه در ايران توجه كمتري به آموزش آزمايشگاهي، انجام پروژه و تجهيز مدارس ميشود .
5- مولفه هاي انتخاب وتربيت معلم در ايران همانند كشورهاي ديگر است .
معلم يكي از عوامل مهم و تعيين كننده در فرآيند ياددهي ـ يادگيري و تحقق هدفهاي آموزشي است. مسئوليتهايي مانند سازماندهي و هدايت دانشآموزان هنگام تدريس، دادن نقش فعال به دانشآموزان در جريان آموزش، تلاش در جهت دروني ساختن آموختهها و قادر ساختن دانشآموزان به بكارگيري آموختههاي خويش در دنياي واقعي، تقويت نگرش مثبت نسبت به يادگيري، استفاده از شيوههاي مناسب دادن تكليف شب، استفاده از روشهاي مناسب ارزيابي آموختههاي دانشآموزان، كمك به دانشآموزان در استفاده از فناوريها و ابزارها براي بررسي ايدهها و تجزيه و تحليل بدفهميهاي دانشآموزان را ميتوان بخشي از وظايف كليدي و اثرگذار معلم قلمداد كرد .
انتخاب معلم علوم و دادن مجوز تدريس در مراكز آموزشي در كشورهاي مورد مطالعه، نيازمند انجام يك سري فعاليتهاي آموزشي، تربيتي و تمرين مهارتهاي معلمي است. از نكات قابل توجه در آموزش علوم در دوره آموزش عمومي، بهكارگيري بيشتر معلمان زن نسبت به معلمان مرد است كه قابل توجه است. از آنجايي كه كودكان بهتر ميتوانند با معلمان زن روابط عاطفي برقرار نمايند، لذا در بيشتر كشورها، تلاش ميشود تا در پايههاي پايينتر از حضور معلمان زن بيشتر استفاده گردد. مولفههاي انتخاب و تربيت معلم در كشورها مورد مطالعه در جدول-2 آورده شده است.
· نتيجه گيري
v سطح آموزش مدارس دولتي وغير دولتي يكسان نيست همچنين سطح آموزشي وامكانات آموزشي مدارس ،در نقاط مختل ايران تفاوتهاي فاحشي باهم دارد.
v رويكردهاي نوين آموزشي متناسب بامحتواي درسي درهمه مدارس اجرا نمي شود.
v اهداف جديد آموزش علوم بخوبي درك نشده است وبيشتر مدارس از همان روشهاي سنتي آموزش استفاده مي شود ،از طرف ديگرروشهاي تربيت معلم هماهنگ با تغييرات صورت گرفته در فرآيندياددهي-ياد گيري تغيير نيافته است و روشهاي سنتي همچنان اجرا مي شود .
v اگر به يك مدل استاندارد برسيم ودر جامعه بومي ونهادينه بشود موجب افزايش سطح دانش وآموزش
مي گردد.
· پيشنهادات
ü اختصاصي
• عليرغم تغييرات و اصلاحاتي كه در برنامه درسي علوم دوره ابتدايي و راهنمايي كشورمان صورت گرفته است، لازم است تا اين برنامهها از لحاظ محتوايي و عملكردي دوباره مورد بازبيني قرار گيرد.
• تمهيداتي در نظر گرفته شود تا هم معلمان حين خدمت و هم معلمان بدوخدمت، دورههاي آموزشي تخصصي در زمينه رويكردها و روشهاي تدريس نوين در آموزش علوم را طي نمايند. برگزاري كارگاههاي آموزشي و دورههاي ضمن خدمت اثربخش براي معلمان شاغل، ميتواند موجبات ارتقاي روشهاي تدريس و ارزشيابي و نيز رشد تحصيلي فراگيران را فراهم سازد.
• مراكز تربيت معلم اغلب از روشها و رويكردهاي سنتي جهت آموزش علوم استفاده مينمايند. لذا ضرروي است تا برنامه درسي و محتواي آموزشي مراكز تربيت معلم مورد بازنگري قرار گرفته و امكان استفاده از رويكردها، الگوها و فناوريهاي نوين در آموزش علوم مورد بررسي قرار گيرد.
ü جانبي
• تجهيز مدارس به رايانه و ابزارهاي چند رسانهاي و نيز ICT مورد تاكيد مسئولان آموزش و پرورش قرار گرفته و بودجه ويژهاي در يك برهه زماني مشخص براي اين منظور در نظر گرفته شود.
ü به محقق بعدي
پيشنهاد ميشود كه در زمينه تدوين استانداردهاي آموزشي و يا برنامه نويسي پيشگام بوده و برنامه هاي آموزشي مدوني طراحي نمايد.
منابع :
1) آقازاده ، احمد (1379)، آموزش و پرورش تطبيقي، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، تهران.
2) احمدي، غلامعلي، (1380). بررسي ميزان همخواني و هماهنگي بين سه برنامه قصد شده، اجراشده و کسب شده در برنامه جديد آموزش علوم دوره ابتدايي. پژوهشکده تعليم و تربيت.
3) پرويزيان، محمد علي (1384). بررسي آموزش كاوشگري در درس علوم تجربي پايههاي سوم تا پنجم مدارس ابتدايي استان مركزي، موسسه پژوهشي برنامهريزي درسي و نوآوريهاي آموزشي، تهران.
4) حسيني، فرهاد، (1381)، بررسي موانع و مشکلات دبيران علم مقطع راهنمايي شهر تهران در استفاده از آزمايشگاههاي علوم در فرآيند تدريس
5) حج فروش، احمد. بررسي پيشنهادهاي معلمان مجرب و کارشناسان سازمان و پژوهشگران درباره محتواي آموزشي کتابهاي درسي دوره ابتدايي (علوم تجربي). مؤسسه پژوهشي برنامهريزي درسي و نوآوريهاي آموزشي،